محمد تقي جعفري
31
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
در اين جهان بر دارد . مگر خود او نفرموده است : « و الله ما معاويه بادهى منى و لكنه يغدر و يفجر و لو لا كراهية الغدر لكنت من ادهى الناس » ( 1 ) ( سوگند به خدا معاويه سياستمدارتر از من نيست ، ولى او حيله گرى مىكند و به نام سياست به تبه كارى مىافتد ، اگر حيله گرى در زندگى فردى و اجتماعى نفرت بار نبود ، من از سياستمدارترين مردم بودم ) . حوادث گوناگون صدر اول اسلام و آن چه كه در آن موقع مىگذشت ، براى امير المؤمنين كاملًا روشن بود و ما پيشگويىهاى او را در بارهء نتايج جريانات اجتماعى و مذهبى صدر اول اسلام در دست داريم كه دلالت واضح بر درك اجتماعى او دارد ، ولى او كه پرستش خدا را هدف هستى خود قرار داده بود ، چگونه مىتوانست براى پرستش مقام با معاويه صفتان و عمر و عاص منشان به سازش تن در دهد و مقام رياست معمولى را به دست بياورد ، به قول جلال الدين در دفتر اول در عنوان « افتادن ركابدار در پاى امير المؤمنين . . . » : آن كه او تن را بدين سان پى كند حرص ميرى و خلافت چون كند ؟ ز ان به ظاهر كوشد اندر جاه و حكم تا اميران را نمايد راه حكم تا بيارايد به هر تن جامه اى تا نويسد او به هر كس نامه اى تا اميرى را دهد جان دگر تا دهد نخل خلافت را ثمر ميرى او بينى اندر آن جهان فكرت پنهانيت گردد عيان باز خود امير المؤمنين عليه السلام است كه مىفرمايد : « اما و الذي فلق الحبة و برأ النسمة ، لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء أن لا يقاروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت
--> ( 1 ) نهج البلاغه ، ج 1 ص 206 خطبه 198 . .